و فردا؟

آنروز دنيا

با تمام بزرگی اش،

به حقارت خانه ای بود

که سالهاست برايم تنگ است.

و امروز

کمی آنطرفتر

پشت ديوارهای خانه ام،

دنيايی برايم ساخته ای

که با تمام کوچکی اش،

به وسعت دلی است که

برايت تنگ می شود.

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داريوش

سلا دوست عزيز.......خيلی زيبا بود ولی غمگین.......خدا قوت...داريوش...

Gelayeha

آه...چقدر قشنگ...به تازگی يه نفس عميق تو جنگل بارون خورده...

م.صبا

خيلی زيبا ولطيف گفتی . استفاده از لغت تنگ در دو معنای متضاد (با بار مثبت و منفی ) رو خيلی دوست داشتم . اميدوارم دنيای فردا رو خودت بسازی اما دلتنگی رو هم فراموش نکنی !

farnoosh

salam . vaghan ghashang bood man behet link dadam

aidin

خيلی خيلی قشنگ بود اينو چدی ميگم ُ فوق العاد به دلم نشست :)

افکار همايونی !

پس آنگه بود ... صداها آمد بگوشم .. اعراب زنانی . بيرون ... از اين چال و سياهی .. هلهله دادند بگوشم .

سر گارسن کافه تريا

منظورتون از فردا ۲ خرداده ؟ يا فردای جمعه ؟ يا جمعه های فردا؟ هر منظوری داشتيد ما که نفهميديم . موفق باشيد

رضا

آه که وقتی سخنی رنگ عشق می يابد... سراسر رنگ می شود... قشنگ می شود...// خيلی زيبا بود... تبريک...

a friend

سلام منتظر این مدلی اش دیگه نبودم... موفق باشید.