سرها در اهتزاز

هر چه فکر می کنم

تو زيبا تر شده ای...

باد که دست می کشد

 لابلای گيسوانت

دلم می ريزد.

و

اينچنين که خيره ای

سياهی چشمانت

ابروی شکسته ات را

از ياد می برد و

لبخند شيرينت

لبم را می گشايد .

افسوس

کاش دندانهايت نشکسته بود ؛

 دست ماهتاب هم درد نکند                                  

 نور می پاشد به صورتت…

 

                                      

 

 

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام...منون از اينکه سر زديد...

حمید

سلام من برا این امدم که بگم به مال من سر بزن سفارش قالب بده

anahita

زيبايی که افسوس نداره....

مهتاب

سلام بهتر شده اما قالب نداره

آبي تر از آبي

قوي نيست!

روبي

...تو هم که نا پيدا شدی باز

jeyran

عيد که بياد همه چی درست ميشه ... عيد که بياد همه چی قشنگ ميشه ...

ابر اردیبهشت

سلام/نمی‌دونم چی بودی و چی شدی. متن عيدت زياد جالب نبود اما اين يکی خوبه /به خاطر همين برای اين کامنت گذاشتم/مرسی که بهم سر می‌زنی. پيامهات برام مهمه/ خوشحالم می‌کنی اگه هميشه باشی

آوار...

دست ماهتاب هم درد نکند !!!! اين ديگر چه صيغه ای ست ؟ ياد وعوظ ِ ‌مادر شهيدی افتادم که پيوسته نطق می کرد و به خيال خودش شاد و مومن بود ! چشمهای حريصش را با پياز سرخ می کرد - مباد کسی بويی ببرد از دورنی اينچنين !