سيبهای سبز

 کال مثل سيب

سبز مثل رز

عشقهای نارس

حسرتهای دور دست

راه رفتن در ابرها

لذتهای بی انتها

کال…

سبز…

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
freefall

خوشحالم که بلاخره شروع کردی رنگهای ديگه دنيا رو هم ببيني . قبلا فقط آبی مي ديدی. هر چی می گفتم: اين سبزه ،کاله می گفتی: نه آبيه،آسمونه. بعدش قهوه ای رو مي بينی بعد هم سياه.اون وقت ديگه ....

siminyektaii

تا نارس خيلی روونه/يعد اون حسرتهای دوردست زبونو بهم ريخته/ور برو بهش/خوبه

روشن(دختر بابایی)

سلاممممممممممم :) قشنگ بود... من شرمنده خانومی... نميدونم چرا يادم رفته بود فقط من روشن نيستم :)

ArkiA

کاليش خوش مزه است اگه درکش کنی/نه تنها سبزی در رز ميبينی بلکه رنگين کمان ميبنی ( خوب نگاه کن )/عشقهای نارسو بزار تو افتاب وجودت برسه / حسرت کمتر بخور تا فاصله کم بشه/ اين راه رفتن واقعا لذت بخشه / اگه لذت بی انتها گير اوردی سلام ما هم برسون / ولی آدمای کال ديدنشون لذت بخشه چون عين حقيقت هستن شعله ای از وجو اوووووووو

حنيف

سلام. وبلاگتو خوندم. و اين شعرتو هم. جالب بود. و بودند. راستی در مرد عنوان وبلاگت بايد بگم اگه کليد شيفت رو با (( ا )) فشار بدی ميشه (( آ‌)) . البته اگه نمی دونستی. شعر جالبی بود. شاد باشی

حنيف

اینو قبلا نگفته بودم؟

آوار

خوب بود . ولی چرا سبز مثل رز ؟‌ آوانگارد بود ... به داستانگو بگو خيلی خرفتی !

آوار

در ضمن اون سيمين يکتايی بی خود می گه :‌واج آرايی (نارس و دست ) بدليل حذف شدن (ت)‌ حين خوندن درست در می آد و کلا بی خود گفته !

سر گارسن کافه تريا

من به تو حسوديم ميشه هنوز از نوشتت چند ساعت نگذشته اين همه خواننده داری به خدا منم به روز می نويسم . اما .....