نگفته بودم؟

تنم

در رخوت يک تب،

بی تابانه می سوزد

و گلويم آبستن يک بغض است.

تمام  امروز را

مبهوت از  نگاهت ،

به آسمان چشم دوختم 

تا اشک

رسوايم نکند.

...

نگفته بودم

که دلم،

وسعت اين حجم عظيم از عشق را ندارد؟

 

 

 

 

/ 21 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پانيا

عاشق باش حتی بدون معشوق تا هر نفست عشق و آرامش را به جهان هدیه کند//..

arkia

سلام/اگه به همين صورت ادامه بدی شاعر قابلی خواهی شد روشي/ايام به کام /

ammar

سلام دوست خوبم.:روشنک عزيز.......کسی اگه توی وبلاگ من کامنت بگذاره حتما به سراغش ميرم......لزومی نداره که بگه يه سری به وبلاگم بزن!....در مورد شعر بايد بگم که هميشه سعی ميکنم بفهمم!.....ولی توی زمينه شعر همچين استعداد خاصی ندارم.....فکر کنم در مورد چيزی که نوشتين کلی با هم اختلاف نظر داريم......فکر ميکنم برای ِااز بد نباشه که اولش بگين که منظورتون از عشق چيه؟......لطف کنيد توصيفش نکيد با جملات احساسی.......به طو.ر دقيق بگين منظورتون چی هست؟..........سبز باشی

HH

سلام خيلی قشنگ بود بيا متقابلان همديگه رو لينک کنيم قربان تو

آبي تر از آبي

با داستانگو و آويشن موافقم. اين را نوشتم كه تكرار نكنم. راستي چقدر ديگران كلاس عشق و عاشقي مي گذارند. عاشق باش!/عشق را باور كن!/عشق مهمه نه معشق!/نگران حجمش نباش!/.../من جاي تو بودم مي نوشتم: بابا ما خودمون اين كاره ايم كه اينجوري مي نويسم. شما ديگه خواهشن كلاس تئوري واسه ما نزاريد./ جقدر شعرت خنك بود!!!!!!!

صادق امیدبخش

سلام. خيلی قشنگ بود. مثل هميشه ولی خيلی زود به زود به روز ميکنی من کلی جا موندم

آوار

خوب بود - ( وسعت اين حجم عظيم از عشق را ندارد)‌ غلط است ! رتبه خيلی خوب .

simineyektaii

خيلی عالی عزيزم.حرف نداشت.جمله آخر را چرا اصلاح نمی کنی؟به جای وسعت بايد چيزی بذاری که معناش گنجايش باشه.حالا انتخاب کلمه با خودت.