نمناکی خاک مرا مست می کند...

وه...

اين عکس ماهست که رود

قابش گرفته؟

يا که آفتاب است

که پنجه در آب می کند؟

بنوش مرد فريبا

اين آبی گوارا را؛

بنوش

 تا بوسه ی آب،

بر غنچه ی صورتت،

پيوند رود را

با قبيله ات جاودانه کند.

وتشنگی ،

در آغوش حلقومت

سيراب شود.

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي

هم اين مطلبت عالی بود هم اون کامنتت ... موفق باشي . اين مطلب در مورد عباسه؟ مگر عباس قبل از حسين آب خواهد خورد؟ ...

آبي تر از آبي

سلام بر مرد فريبا،‌ عباس.

حنيف

حق داری خفم کنی. ولی چه‌ کار کنم. نمی‌تونم بنويسم. بی‌حوصله شدم. کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد ... يک نکته ازين معنی گفتيم و همين باشد ... خوشحالم که بهم سر می‌زنی ... دوست خوب من ...

ناصر

زيبا بود خواهر نازنينم .زيبا بود.درود بر تو و خدا رو شکر بخاطر وجودت.

آبي تر از آبي

تينا! نوشته ۲۸ بهمن را حتماً بخوان. به اميد روزي كه من را مشتري ثابت وبلاگت ببيني./ روشنك جان ببخشيد كه از فرصت داده شده سوء استفاده كردم!

ناصر

خواهر نازنینم ممنون که به من سر زدید.با کمال میل در اشتیاق آشنایی با آن مسیح هستم که گفتید تا اگر دیدم از مسیح من عاشقتر است با افتخار مریدش شوم .نازنین خواهرم مرا راهنمایی کنید تا بشناسمش.از خدای بزرگ برای تو مهربان طلب سلامتی و آرامش و برکت میکنم...

ali

خوشحالم که تيز بينانی چون تو مرا از انحراف باز ميدارند ولی من اصلا قصد توهين نداشتم ... خواستم زنگی باشد در گوش آگاهان که نکند ... موفق باشی

آبي تر از آبي

خوب بود. اما فكر مي كنم صفت فريبا، براي فريب دهندگاني است كه ظاهرشان بهتر باطنشان است. اما بي شك، مرد فريبا تو چنين نيست.

simineyektaii

اين خوبه/بعدا دقيق می خونم/الان بايد برم/تا بعد.

آبي تر از آبي

من براي چندمين بار شعر را خواندم و باز به نتايج جديدتري رسيدم. اينكه او را در كنار رود به تصوير مي كشي و بعد شروع به تشويق او براي خوردن آب مي كني، آن هم درست در كنار همان رود، بيشتر تو را فريبا مي كند تا او را. هر چند خوردن آب گناه نيست كه فريب بخواهد، اما در حالي كه آنان تشنه اند شايد فريبي بيش نباشد؟!