به خیال میمانستی....

در حسرت لحظه های دلتنگیت

گلودرد شده ام

بسکه بغض کال قورت داده ام.

دیر شده اما

دیگر نمیگویی

دوستم داری....

 

وخاطره هایم مرده

 وفرسوده

از مرور هر روزه و هر شب

اما باز نمی گردی

کاش هنوز کودک بودی

و بی  پروا ...

کاش

 

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
سواری

می توان درآسمان آبی مثل چکاوک اوج گرفت وهمراه با ابرهای بهاری به خورشید سلام دادمی توان عاشق شد اگر طاغوت غرور وخود پسندی را به زیر پا افکندمطالب جالبی نوشته ای سری هم به (پاییزغریب) من بزن متشکرم