مهمون تو حساب با من...

مرا ميهمان انديشه ی خود کن

آنگاه که

عشق را

بی کرانه،

دريا وار،

در تلاطم هميشه ی موج ديدی

و گفتار عاشقان را

مردابی در سکوت يافتی.

 

مرا ميهمان انديشه ی خود کن

آنگاه که در خشکسالی

کوير را به شکيبايی ستايش کردی

کوير اين تشنه ی هميشه بيدار.

 

مرا ميهمان انديشه ی خود کن

آنگاه که در فريب آرامش

غريو انفجار  را خواندی،

و در آغاز حادثه

انتهای راه را.

 

مرا ميهمان انديشه ی خود کن

آنگاه که دستان درخت را به بخشش

و نياز گياه را

به باليدن ستايش کردی.

 

مرا ميهمان انديشه ی خود کن .

 

/ 9 نظر / 15 بازدید
طلبه نت

سلام .. از قافيش گذشته حرفهای زيبايی را بيان کردی وپر معنا افرين ...خوب به تصوير کشيدی ..يا علی

farid

در ميهمانی انديشه بايد شريک غم و شادی - زشت و زيبا باشی .

ميم

خيلي عالي بود . آفرين.حسابي كيف كردم ... بخشش دستان درخت ... نيازگل به باليدن...شكيبايي كوير...فريب آرامش ...و از همه بهتر گفتارعاشقان چون مردابي در سكوت.چه تركيبهاي زيبا و عميقي!آفرين!

hamid

چراغ های رابطه اما تاريکند... تو را نمی دانم ..مرا اما کسی به ميهمانی گنجشک ها نخواهد برد...

aasi

هر چی فکر ميکنم ميبينم من به غير از پول دادن جور ديگه کسی رو مهمون نکردم . اصلا آدم تا وقتی تو جيبش پوله چرا بايد بقيه رو نوع ديگه مهمون کنه .

aasi

آروم آروم بخون ... کلمه ها رو بهم نچسبون ... فاصله شو بفهم ... چهار ديدگاه ديدگاه من ، تو ، هو ، هوی مطلق

سونيا

از قديم گفته اند: دل بي دوست دلي غمگين است و غمگين تر دلي است كه به عزاي دوست بنشيند. نگاهم كرد ..... پنداشتم دوستم دارد نگاهم كرد ..... دل به او بستم نگاهم كرد ..... ولي بعدها فهميدم كه فقط نگاهم كرد چه سخت است دل كندن از چيزي كه براي او زندگي مي كني و دردناكتر اگر بداني ناچاري از پذيرفتن آن و آنچه كه سرنوشت براي تو رقم زده است

رضا

کوير اين تشنه هميشه بيدار .... مثل هميشه عالی ... ديگه چی ميشه گفت :)

سرگارسن کافه تریا

مثل هميشه آبی و لطيف مثل دسته کتری جديدت. يه حرف جدی تو به غير از اين شعرا چيز ديگه ای نمی خوای بنويسی؟