تابع سينوسی

درآينه خودم را نگاه می کنم،چروکهای ريزدور چشمم مرا به اعماق آن سالها می برد.

خاطره ها در ذهنم تلنبار شده،و عشق اين تابع سينوسی،همچنان با ترسی رقيق در

من پيداست.با همان سوزش،با همان سنگينی وبا همان درد.

می دانم چرا !خوب می دانم،عشق زاييده ی فاصله است، فاصله بين تو و آنچه که

 دوستش داری،درست مثل دو خط موازی که هميشه با همند ، دلداده و عاشق ،

که البته هيچوقت هم به هم نمی رسند.

اما کاش می شد، کاش اين انطباق ژرف عواطف با پيکر های خسته ی بشری ما

هم جور در می آمد،کاش. . .

. . .

. . .

تا حالا با خودت فکر کرده ای جدا شدن از کسی که هرگز با او زندگی نکرده ای

چقدر دشوار تر است؟ 

/ 5 نظر / 17 بازدید
به سراغ من اگر می آیید...

به انتظار تصوير تو اين دفتر خالی تا چند تا چند ورق خواهد خورد؟

محمد

يک نگاه.يک لحظه.فاصله بيداد می کند.فاصله برای من بود.من عاشقم تو نمی دونی.من رفتم اما نفهميد.نمی دونست.کی می بينمش.شايد!هرگز.حسرت!!!

رضا

...و فردا در راه است

ehsangoltar

mesle hamishe ba ehsas bod

ف. شیدا ...

من يك درياي لطيف تو ولي صخره ي يك ساحل سخت تو تن نرم مرا مي شكني من به فرسايش تو مشغولم !!! ليك با اينهمه پيكار و ستيز مابهم محتاجيم .. ما بهم محتاجيم !!! ... ف. شيدا شما را به خوانندن سايت آشيانه شعرم ف. شيدا دعوت مي كنم . http://www.fsheida.com