تا بی انتها موازی

کاشکی کاغذ دلم را پاره نمی کردی

کاشکی دستهايت مرا

 تا می کرد از روی خطوط موازي 

 مورب

که به آبی بی انتهای می رسد

کاش يک موشک کاغذی بودم

کاغذی...

تا در آن آبی خلوت پرواز کنم

تا رهايم کنی در گذشته های دور

 در عمق خاطرات موازی که می نوشتی بر بالاهای تنم

/ 10 نظر / 7 بازدید
كوچه هاي دل

سلام / زيبا مي نويسيد .... سري به كوچه هاي دل هم بزنيد .. يه كم هم به شكل و شمايل اين وبلاگ بيچاره برس

hamid

سلام ميدونی چرا تعداد بازديد کمه برای قالب با آيدی من تماس بگير برات بسازم يکی

shadi

از پايينی بيشتر خوشم اومد. خيلی رو می خواد اين حرف رو زدن ...

كوچه هاي دل

سلام / اين سايتي كه نوشتم رو ببين اونجا قالبهاي قشنگي هست ميتوني هر كدوم رو كه دوست داشتي انتخاب كني ....http://www.persianyahoo.com/blogtemplates/Index.htm روي هر كدوم كه انتخاب كردي كليك كن باز كه شد از منوي منوي ويو قسمت سورچ رو انتخاب كن يه نوت پد باز ميشه هر چي توش بود رو ببر تو قسمت ويرايش قالبت اون قالبي كه هست رو پاك كن اينو جايگزينش كن بازم راهنمائي خواستي تو وبلاگ اي ديم هست

mim

ايده خيلی قشنگيه . پرواز با بالهای کاغذی که خاطرات گذشته ها رو روش نوشتی ... خطوط موازی خطوط خوبی اند چون هيچوقت همديگر رو قطع نمی کنند .

هاله*(عصر دلگیر جمعه)*

سلام رفيق*خيلی لطيف و با احساس بود !ياد اون دوتل خط موازی افتادم که هرگز به هم نمی رسن....

sheyda

ديده ی غقل مست تو...چرخه ی چرخ پست تو...گوش طرب به دست تو...بی تو بسر نمی شود........!دلم گرفته!