شايد يه اشتباه بود!

من عاشق کلمه ام.

عاشق صدا.

ولی افسوس،

افسوس که اين رابطه های سجل شده،

سهم مرا سالهاست که خورده اند.

سهم من ؛

حضور ژرف توست،

در تپشهای نا منظم قلبم،

وقتی که جاری می شوی

در پيچ و خمهای خسته ی تنم.

سهم من؛

 گسستن توست ،

از بند بند نگاه من.

سهم من؛

وانهادگی توست ،

در چهار راهای شلوغ عواطف.

سهم من؛

تنها رها شدن است،

در برهوت سهمگين خاطرات موازی.

. . .

در کدام تقويم؟

 در کدام روز ؟

در کجا؟

تو را جستجو کنم کجا؟

برای انتظار ناشيانه ی من

اين حجم پر شکوه عشق تو

کجا؟

کی ؟

کلمه می شود؟

من عاشق کلمه ام.

 عاشق صدا .

اين انتظار عاشقانه ی من...

هيچ بگذريم.

هيچ. . .

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حسین

بازم که خودت بريدی و دوختی؟ می دونی بعضی وقتها نبودن از مردن سخت تره .ولی می دونم که تو بودن و زنده بودنم رو با هم حس می کنی نه؟هان؟ حس می کنی؟صدات نميياد؟مگه تو عاشق صدا نيستی ؟ هان؟ ....................

علیرضا

سلام خوبی بابا اينقدر سخت نگير من وبلاگتو از يه دوست گرفتم از نوشتنت خوشم اومد وزياد اومدم من همنی هستم که در مورد من به شما سپورده بودن برام کار پيداکننين

مهدی

هيچی ! همينجوری...! ولی شما قشنگ می نويسی

soheil

سلام ولی کلی ذوق کردم . ... خيلی ساده با کلمه نوشتی همه آنچه يک عمر برای گفتنش باز مانده بودم .

رضا

در كدام تقويم؟...كدام روز؟ :)

soheil

سلام ... من کی گفتم شما رو مي‌ شناسم . هنوز غريبه تر از من کسی رو نديدی. شايد هم قبلا آشنا شده ايم ولی خبر نداريم.

soheil

بابا کی آپ لود می‌کنی ... حالا ما از يه سايت خوشمون اومد ها...

انتظار

وبلاگ خيلی خيلی خوبی داری. اگه وقت کرد به ما هم سربزن

انتظار

متن های خيلی جالبی داری اگه وقت کردی به مت هم يک سر کوچولو بزن دوست دار شما انتظار