وقتی که نيستی

وقتی که نيستی

در حوالی عشق ،

گم می شوم .

...

در خانه ام،

حتی در خانه ام

گم می شوم.

وآنقدر گريه می کنم

تا بيايی

وپيدايم کنی...

 

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افکار همایونی !

تاکيد حتی ، در بند دوم .. بسيار بجا و تاثير گذار بود ... شاعر بمانی و موفق !

امید

مرسی از لطفت . خيلی قشنگ بود .

روشنک

خاموشک جان وقتی بچه بودیم اینجوری می خوندیم تو بازی هامون/حقیقتش عربیشو تا حالا نخونده بودم/تو رساله نگاه کردم قبلت مبلت داشت/چیز دیگه ای ندیدم/ای شیطون چند بار تا حالا خوندیش؟/حق با شماست از ریشه نکاح به معنی ازدواج /ممنون از توجه و تذکرت/درستش کردم/بی دقتی منو ببخش لطفا.

رضا

... در خانه ام... حتی در خانه ام گم می شوم... :: آفرين روشنک عزيز... چقدر خوب قدرت و تناسب کلمات را می شناسی...

alireza

سلام شعرهای خوب بود به من هم و وبلاگم سری بزن

aftab

من می خوام يه دسته گل به آب بدم//آرزوهامو به يک حباب بدم

زیستن برای باز گفتن

دوست عزيز : حضور در وبلاگ شما همراه با لبخندی کوتاه .. نشانگر لذت بردن از نوشته خوبتان است در عين حال که حرفی اضافی برای گفتن هم نداشتم .. چرا که خود در متنتان کامل حرف زده ايد .... :) ...اميدوارم برداشتی ديگر از اين لبخند محبت آميز نشود .. :)شاد باشی :)