برای تو می آمدم...

دسته ای نرگس برايت جدا کرده ام،

اينبار فقط برای خودت.

و در راه بازگشت

سرم را رو به آسمان می گيرم ،

تا خيال حضورت چشمانم را ،

به اشک ننشاند .

حس شتاب لحظه ها

 عشق را در من مکرر کرده است .

من می دانم

 خدا حرفهايم را می شنود

وقتی که  هر روز در چشمانت بارانی می شوم .

و اينک رنگ زمان،

 رنگ مکان،

 و رنگ عشق

برايم سپيد و سياه است،

مثل موهای تو،

 وقتی در بزنگاه عشق،

روی پيشانيت می ريخت

و دل مرا روی خاطرات.

اينک ای عطر وحشی نرگس

در کدام کنج غربت نشسته ای که اينچنين

 مضاعف شده ای در يادم؟

به خوابم بيا

"دلم از رنج عاشقی زخمی شده.“

جمله ی آخر  رودزديدم!!!

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروز

هميشه سرت را بالا بگير حتی وقتی اشک می‌ريزی...عشق مغروره هميشه دختر و سربلند...

kasra

بوی تو را نسیم سحر میدهد به من ... یک نامه از تو حال دگر میدهد به من ... هر شب در آرزوی تو پرواز میکنم ... پروانه خیال تو پر میدهد به من ...

hobabb

سلام...........ان نرگسان مست مرا غرق در سکوت کرد...و تو را .................در ابتدای خاطرش مرور کرد.....

اسیه

سلام.... بلاگ ساده و خوشکلی داری ایشالا هیچ وقت چشات بارونی نشن... موفق باشی

fateme

ای قوم به حج رفته کجاييد . معشوق همين جاست بياييد. کاش می تونستی درک کنی...

...

روشنک! می تونی يه شلاق بگيری دستت و اونايی رو که اذيت کردی و چزوندی اونقدر بزنی تا به زبون بيارن که بخشيدنت. اما مطمئن باش که قلبا هيچ وقت تو رو نمی بخشن. برات متاسفم که زحمت رفت و آمد و سختی حج رو به جسمت می دی ولی چون عده زيادی (البته مهم نيست که زياد باشن يا کم. مهم اينه که حتی اگه يه قلب هم به خاطر رفتارهای بدت از تو ناراضی باشه حجت قبول نميشه) از تو ناراضی هستن برای روحت هيچ اتفاقی نمی افته. البته حجی رو که بهت واجب شده انجام می دی و ديگه دين به گردنت نيست. به هر حال چه برات مهم باشه و چه نباشه که البته اگه مهم بود قبلا بايد حواست رو جمع می کردي قلب هايی هستند که هرگز تو رو نمی بخشن. حالا تا می تونی برو حج... حاج خانوم!

سرگارسن كافه تريا

ميبينم که يه سر و سامانی دادی به اينجا . چرا پس اينقدر دير به دير آپ ميکنی. حيف. راستی ميگم اينايی که برات کامنت بی نام ميزارن ای کاش يه چيزی ته وجودشون بود که حداقل يه نام نشونی از خودشون می‌ذاشتن. بگذريم . موفق باشی و پيروز