کی بريم شنا؟

چه تفاوتی ا ست ميان رفتن و مردن؟

امروز که

با رفتنت

آب باريکه ی شاديهايم

به باتلاق تنهايی می ريزد

و

خنده های گهگاهم

صدای هق هق گرفته است…

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
freefall

بی آنکه ديده بيند در باغ آحساس می توان کرد در طرح پيچ پيچ مخالف سرای ياس موقرانه برگی که بی شتاب بر خاک می نشيند. بر شيشه های پنجره آشوب شبنم است. ره بر نگاه نيست تا از درون در آيي و بر خويش با آفتاب و اتش ديگر گرمی ونور نيست تا هيمه خاک سرد بکاوی در رويای اخگری. اين فصل ديگری است. که سرمايش از درون درک صريح زيبايی را پيچيده می کند. يادش بخير پايير با آن طوفان رنگ و رنگ که پر پا در ديده می کند. هم برقرار منقل ارزيز آفتاب خاموش نيست کوره چو ديسال: خاموش خود منم! چيزی فسرده است و نمی سوزد امسال در سينه در تنم! شاملو من نمرده ام رفته ام ازخودم گريخته ام! از تو گر يسته ام!

علي

سلام ميشه بپرسم شما از کدوم قسمت ناراخت شديد ؟ از اينکه گفتم به زنان اعتماد نکنيد يا اينکه در مورد روانشناسان؟ به هر حال مسلما من هم چيز هستم ... حق شماست که دفاع کنيد از انديشه هاتون ... به هر حال خوشحال ميشم بيشتر دليل عصبانيتتون رو بفهمم

م.صبا

برای آنکه می رود ، رفتن از ماندن سختتر است . برای آنکه می ماند ، ماندن از رفتن . نفرين بر آن جغدهای بد گوی خرابه نشين که بار تنهايی را بر دوش مانده و رفته تحميل می کنند . نفرين .

نیوشا

سلام ...من بيشتر شعراتون خوندم روش خاصی رو بکار ميبريد شعراتون ساده است اما با تمام سادگی و کوتاهيش معناش وسيعه ...راستی اين شعرها همه از خودتونه؟؟ اگر سری هم به نوشته های من بزنی خوشحال ميشوم...موفق باشي

leila

سلام ممنون که سر زدي موفق باشی تا بعد

anahita

هر وقت تو گفتی می ريم شتا فرقی نمی کنه

آوار

-آب باريکه - می زنه . ترکيب باتلاق تنهايی حل شده و خوبه .ريتم نوشته ات را کمی ادبی تر کنی بهتر است . رتبه - متوسط.

آبي تر از آبي

فرق ميان رفتن و مردن را بايد از آنكه رفته پرسيد و تو چه مي فهمي كه او به چه مي انديشد!؟

elham

آخ! نگو از تنهايی... :(