اينجا برای از تو نوشتن فضا کم است

مرا که می شناسی؟

من ساحلم ،تشنه و منتظر

و تو

 آن موجی که می آيی و می روی.

و با هر خيزش پر شورت

ذرات وجودم را در خود غرق می کنی.

و

با خود می بری،

می بری.

به کجا؟

به دريای درونت،دلم را با خود می بری .

و من ذره ذره ،

در تو

محو می شوم.

وقتی که دور می شوی ـآرامترم ـ به اميد آمدن دوباره ات.

و وقتی که می آيی

فرو می ريزم،

مثل دانه های ماسه،

در دل موج .

فرو می ريزم.

دلم می خواهد بدانی،حالا که هستی

در بزم پر شکوه بوسه ی موج بر لب ساحل،

بيشتر دلم برايت تنگ می شود.

عشق هم بهانه ايست برای با تو بودن...

به ساحل دلم بيا ،

جايی که که يادت در آن پرسه می زند.

/ 9 نظر / 5 بازدید
mohammad hosein

زهی خيال محال...

ehsan

دلی که عشق ندارد و به عشق نياز دارد.ادمی را همواره در پی گم شده اش . ملتهبانه به هر سو می کشاند .

مهدی

دريایِ dar_ya ... قشنگ بود... بابا سونامی...!

هیچکس

سلام. ممنون که سر زدی. «دنيا برای از تو نوشتن مرا کم است....». پيروز باشی.

رضا

حرفی نماند :) مثل هميشه... قشنگ و پر از تصاويری ناب و منطقی باورنکردنی... خيلی قشنگ بود :)

M.NADERI

جای عشق کجاست ؟ اينجا در سنگ سنگ کوه.. در قطره قطره ی دريا ... در ذره ذره ی هوای ناب ... در قدم های بی صدای نسيم سرد زمستان

بنیامین

بعضی وقتا هيچی نگفتن بهترين توصيفه / مثل يعضی وقتا که هيچی ننوشتن بهترين کامنت ـ // شاد باشی

بردیا

عشق هم بهانه ايست برای با تو بودن ... اصولا عشق بهانه ای هست برای خيلی چيزا که اگه نبود هیچ کدوم اتفاق نمیوفتاد !!