...تا صدايت هست

سخت است

سخت.

بی بضاعت تر از آنم که تو را نبينم.

از بس که صورتت را مرور کرده ام،

 در حافظه ی چشمانم گمت کرده ام.

کجايی؟

نگاهت می خزد روی لحظه هايم،

و تو پيدا می شوی

 مثل لغزش ابر روی تن  سبز کوهپايه.

و آبی ترين رنگ ديدنی را برايم تصوير می کنی،

هر بار پيدا تر از پيش،

هويدا تر از پيش.

به اندازه ی عمر يک حباب

...

گاهی گمت می کنم اما .

پيش من بمان .

جايی دور تر از يک نفس نرو.

کم می آورم نرو. 

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
?؟ حميـــــد ?؟

از واقعه اي تو را خبر خواهم داد / وان را به دو حرف مختصر خواهم داد / با عشق تو در خاك نهان خواهم شد / با مهر تو سر ز خاك برخواهم كرد / . سلام . شعرهاي قشنگي ميگي . بهت تبريك ميگم .

soheil

سلام نوشته های تو با خاطرات ذهن من همگام است.

عارف

خا ک دل از امدن تو حراس دارد ايا کوير من زنده می شود نمی دانم.....اينجا همه چيز خشک است ختی بوسهء مانذه بر لبانم...

soormeh

سلام.از متن قبليت خيلی خوشم امد عالی بود

parisa

roshanak jan weblage bahali dari be manam sar bezan...

soheil

از من ايشان را هزاران ياد باد٫