نيلوفر آبی

عمق نگاهت چينی دلم را بند می زند وقتی که پژواک شکستن ،تنهاييم را تکرار

می کند و دستان گرم کلامت شوريدگی جانم را نوازش می کند آنگاه که اشک،

کوير دلم را شوره زار می کند.

ببار بر من ؛ای شکوه ترنم،ای انعطاف  بال پرستو به گاه عبور …

بخوان بر من ؛ای جوشش آبی چشمه ،ای اميد صعود در پيکر فواره…

بپيچ بر من ؛چون جامه ی نيلوفر بر ساقه ی خشکم،که زخمهای کهنه ی دلم جز

با آبی تنت و مهربانی گفتنت آرام نگيرد…

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
moh3n

منم دلم شوره زاره...به من هم سر بزن

Homayoun

سلام و خوبی / اين حرف را ببر برای سريال نقطه چين به درد اونا ميخوره / کمی جدی ترش کن چون تو ميتونی /و خواستن توانستن است. موفق باشی

حنيف

چقدر احساساتی. چقدر احساسات ... شاد باشی

freefall

روشنک عزيزم يادت باشه در دنيا غير از رنگ آبی رنگ قهوه ای هم هست که تو نمی خواهی ببينيش. من سعی می کنم از لای قهوه ای آبی رو ببينم. تو هم سعی کن قهوه ای يادت نره.

anahita

به نظز من عاليه ...هم احساست هم شعرت....

siminyektaii

سلام/دوره اين عشقا نگذشته/دوره اين مدل حرف زدن گدشته /البته به نظر من/جشنواره هم نرفته ام.فقط زندگی يکمی امانم را بريده است/انقدر که نتوانم چيزی بنويسم/يا فکر کنم/می گذرد...

آوار

کوير دلم - چينی دلم - ترکيبی که زياد استفاده می شود و ۲ جا مشاهده می شود - خواننده را منفعل می کند ...گرم - شوريدگي - نوازش - اشک - شوره زار ... واج آرايی تکراری و روتينی ايجاد می کنه که رابطه و تحليل خواننده رو با مفهوم نوشته سخت و دست نيافتنی می کند . ببار بر من - بخوان بر من بپيچ بر من ... تکرار های اضافه - و باز هم تمثيل های سوخته - از ديد معنايی نيز بسی می بايد که گزافه است ... رتبه متوسط مايل به پايين.