ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۱ : توسط : روشنک

دلتنگ می شوم دلتنگ کسانی که روزگاری مثل نسيم ،سرک کشيدند به کنج

تنهاييم،دمی عبور کردند ،بی خاطره ای حتی،دلتنگ روزهای بی خاطره می شوم.

ميان چشمهای خيس اعتقادم ودستهای باز اعتمادم به پروردگار در هروله ملنده ام.

اينک رها گشته ام از اين شک بی پايان و حس می کنم تماميت وجود خداوند را هم

چنانکه در پايان زندگی باشم.

چه کنم با حرفهايی که يکباره به دل می ريزندو هيچگاه رسالت نزولشان را نمی توان

 نوشت...

بدرود