برای تو که بهتری
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٧ : توسط : روشنک

رد پای احساست،

 بر برگهای اين دفتر

به عمق دردهای من است.

ومن می دانم

که تو

مرا نمی بخشی.

من اما می توانم،

می توانم دوباره،

برای تو و برای هرکسی

احساسم را ،

مثل يک بغض نارنجی،

سياه يا خاکستری،

قورت بدهم.

من از اين گناه آبی رنگ ،

توبه می کنم.

و تمام نارنجهای دنيا

تمام احساسهای صورتی

همه ی قطره های شيرين خاطره

پرواز گنجشکهای آرزو

آواز قناری

سبزی برگهای رابطه

آفتاب محبت

روزهای حادثه

ستاره 

پولک ماهی

موج

و شيفتگی ساحل را به تو

فقط

به تو واگذارم.

می توانم تمام آنچه را که در خيال من است

به تو بدهم

که لمسش کنی،

بفهمی

و زندگی کنی

که زندگی مرا زندگی کنی

به تويی که نمی شناسمت. . .