تويی که نمی شناختمت
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٧ : توسط : روشنک

تو را می شناسم

 

تنها اندکی قبل از تولدم.

آنروز ها که در گور زندگی،

حسرت فاتحه ای بر دلم بود،

و چشمم به دست مرده شوی

تا قطره ای محبت خير من کند.

و تو

از سردی گور

مرا گرفتی و معلق،

در برهوت ميان آسمان و زمين انديشه ام

به گريه واداشتی،

و به زندگی

به زندگی...