حاجی شدم
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٧ : توسط : روشنک

 در ظهر روز دوازدهم   در نهايت منی به انتظار سرود اذان منتظرم و اكر افتاب 

امروز به زوال نرسدو اواز  اذان به كوشمان نرسدبايد تا انتهای عمر در كنار 

جمره ی عقبی بيتوته كنيم

با اين كی بورد عربي همين هم كه نوشتم شاهكاره جای همتون اينجا خاليه

هر جند كه ورود بانوان به كافی نت حرام است اما طبق معمول بر خلاف رودخانه

 شنا می كنم

مكه-شارع الجامعه-كافی نت جوهرة البيضا

 

 

  


 
 
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱۱ : توسط : روشنک

دلتنگ می شوم دلتنگ کسانی که روزگاری مثل نسيم ،سرک کشيدند به کنج

تنهاييم،دمی عبور کردند ،بی خاطره ای حتی،دلتنگ روزهای بی خاطره می شوم.

ميان چشمهای خيس اعتقادم ودستهای باز اعتمادم به پروردگار در هروله ملنده ام.

اينک رها گشته ام از اين شک بی پايان و حس می کنم تماميت وجود خداوند را هم

چنانکه در پايان زندگی باشم.

چه کنم با حرفهايی که يکباره به دل می ريزندو هيچگاه رسالت نزولشان را نمی توان

 نوشت...

بدرود