دروغ می گم
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/٢ : توسط : روشنک

از آنروز که ديوار جدايی ما شکست

دنيايمان يکی شد

و می دانی که ،

او دوست دارد به آنسوی ديوار فکر کند.

واينچنين انديشه اش از من تهی شد ...

 

اما

 تنها خاطره اش برای شادی همه ی لحظاتم

کافيست.